خواب!!
دبیرستانم تموم شد!
دبیرستان چیه مدرسه تموم شد!
هر وقت بهش فکر میکنم گریه ام میگیره..
آخه ما رو چه به دانشگاه؟؟
(بهتره بگم منو چه به دانشگاه!)
من دیگه کجارو بهم بریزم؟
سر کلاس کدوم معلم مسخره بازی در آرم؟!
از accente کدوم معلم زبان ایراد بگیرم؟
سر کلاس کدوم معلم با صدای بلند بگم چقدر به زنگ
مونده؟؟
ادای کدوم ناظمو در آرم و اذیتش کنم؟
سر آبی و قرمز..ببخشید قرمز و آبی با کدوم معلم بحث
کنم؟
تو کدوم کولر با بطری آب بریزم و پنجره کدوم کلاسو که با میخ
بستن در آرم؟
از اخلاق و درس دادن کدوم معلم فیزیک حرص بخورم؟
به کی بگم مهندس؟!
صدای رالی و سر کدوم کلاس در آرم؟
..
....
دلم میخواد صبح پاشم و ببینم که همش یه خوابه..
آخه خوابا زود فراموش میشن!
منم می خوام فراموش کنم..
شاید عجیب باشه..
آخه همیشه میگفتمپیش دانشگاهی خیلی خوش میگذره..
و من عاشق پیشم..
ولی به قول استاد مطهری:
"عشق یا وجود نداره یا به تباهی کشیده میشه!"
آره من عاشق المپیاد و کلاس بودم..
ولی بعد از یک سال واقعا یاد آوریش هنوز قلبمو به درد
میاره..
من عاشق پیش کلاسمون و بچه های کلاسمون بودم..
عاشق دیف و درسی که وزیری میداد..
عاشق اینکه نادری "مک لورن" یا "مکی جان" و "دختر
دانشمند" صدام کنه...(اسمایی که هنوزم رو من موندن..)
عاشق اون لحن کامیاب ..
و تقلید کردن صداش.. "کز نییییستاااان تا مرا ببرییده ااند..."
عاشق زنگ زبان و خلفی..
عاشق خانوم مرسی گفتنای نگار..
وارد شدن به مدرسه و دیدن مهسا که بسکت بازی میکنه..
دیدن بچه ها که تکلیف روزانه انصاری و کپی می کنن..
ترسیدن از عقیلی..
100 مدل خندیدن پارمیدا..
اون چیزایی که بالای ورقه امتحان دیف نوشتیم..
(وقتی که روز قبل امتحان آیدین فوت کرد..)
امیدواری برای ادامه بارش ها..
و خبر دادن به هم که فردا تعطیله!
فکر کردن به زنگ مزخرف فروردین با اون اخلاق گندش..
به عکس گرفتنای مخفیانه سر کلاس من و مرجان ..
"این که داد میزنه!!" گفتنای طلاکوب..
........
..وقتی بهشون فکر میکنم باعث میشه یاد اشتباهاتم
بیفتم.. و خیلی برام ناراحت کنندست..
کاشکی همشون فقط یه خواب بود..
یه خواب مسخره..